هنگامی که کشاورزی به وجود آمد و کشت نژادهای بدوی این سرزمین در فلات ایران آغاز شد ، مردم برای تأمین نیازهای خود ظروف سفالی پخته شده درست کردند.
تولید سفال های ایرانی (که بعضاً به عنوان gombroon نیز شناخته می شوند) از ابتدای تاریخ ایران تا به امروز تاریخچه ای مداوم را ارائه می دهد.
اثر انگشت بدوی در ایران را می توان در یادگارها مشاهده کرد. اولین ظروف سفالی عمدتا از دو نوع بود: ظروف مشکی و وسایل قرمز ، هر دو محصول به سختی پیچیده بودند.
به تدریج ظروف سفالی ساده با نقوش هندسی تزئین شده است. بررسی طرح ها نشان می دهد که ایرانیان باستان نیز در طراحی ظروف سفالی ماهر بودند و آثار خود را به شکلی سرزنده و بخشنده نشان می دادند. ایران را می توان محل تولد ظروف سفالی طراحی شده نامید. طراحی ظروف سفالی در ایران از حدود 4000 سال قبل از میلاد مسیح آغاز شد.
ظروف سفالی آن زمان با دقت بیشتری در کوره های تازه ساخته شده پخته شده بود. شکل ها و اشکال این سفال ها حاکی از اختراع ابزار چرخش سفال ممکن است از آن زمان باشد.
هنرمندان انواع ظروف مختلفی مانند گلدانهای لوله کشی ، کاسه و گلدان برای ذخیره ذرت و دانه تولید کردند. در میان سفالهای گودبرداری متعلق به آن دوران ، برخی از مجسمه های اولیه خاکستری به شکل حیوانات و پرندگان نیز یافت شده اند که احتمالاً بیش از هر چیز دارای ارزش تزئینی بودند.
در ایران سفالگری از سابقه طولانی و درخشان برخوردار است. با توجه به موقعیت ویژه جغرافیایی کشور ، قرار گرفتن در چهارراه تمدنهای باستانی و در مسیرهای مهم کاروانی ، تقریباً هر قسمت از ایران در بعضی مواقع درگیر ساخت سفال بود. با این حال ، کاوش های اخیر و تحقیقات باستان شناسی نشان داد که در فلات ایران چهار منطقه اصلی تولید سفال وجود دارد. اینها شامل بخش غربی کشور ، یعنی منطقه غرب کوههای زاگرس (لرستان) و منطقه جنوب دریای خزر (استانهای گیلان و مازندران) بود. این دو منطقه از نظر زمانی به همان اندازه که امروزه شناخته شده است ، زودتر از همه. منطقه سوم در شمال غربی کشور ، در استان آذربایجان واقع شده است. منطقه چهارم در جنوب شرقی یعنی منطقه کرمان و بلوچستان است.
دوره پیش از تاریخ
یکی از اولین مکانهای شناخته شده و حفاری شده پیش از تاریخ که سفالگری را تولید کرده است گنج داره تپه در منطقه کرمانشاه است و قدمت آن به هزاره هشتم قبل از میلاد مسیحی بر می گردد و کشف بزرگ دیگری نیز در جنوب دریای خزر در یک غار و به اصطلاح کمربند انجام شد. ( غار کمربند) نزدیک به امروز بهشهر. در اینجا دوباره سفال ها مربوط به تاریخ 8000 قبل از میلاد مسیح است. این نوع از سفالگری که به عنوان "سفال نوسنگی کاماربند" شناخته شده است. این سفال در دمای کم آتش گرفته و بدنه آن بسیار نرم است. نه چندان دور از غار فوق الذکر دیگری وجود داشت به نام هوتو. سفالهای آنجا از نظر فنی شباهت هایی با چشمه علی در ری ، در نزدیکی تهران نشان می دهند.
مرحله دوم توسعه سفالگری در ایران با کالاهایی که در چشمه علی ، تپه سیاهکل در نزدیکی کاشان و زاغه در دشت قزوین کشف شده است ، نشان داده شده است. ظروف سفالی این مراکز با دوره های قبلی متفاوت است. رب آنها ترکیبی از خاک رس ، نی و تکه های کوچک گیاهان مختلف است که در بیابان می توان آنها را یافت و جمع کرد. هنگامی که با آب مخلوط می شوند به خوبی به هم می چسبند و خمیر بسیار سختی را تشکیل می دهند. تمام این کشتی ها با دست ساخته می شدند نه بر روی چرخ. از آنجا که سفالگرها قادر به کنترل دمای کوره ها نبودند ، رنگ پایداری برای این وسایل وجود ندارد. این رنگ از خاکستری خاکستری و تیره تا سیاه متغیر بود ، گاهی اوقات حتی با رنگ سبز مایل به سبز ظاهر می شد. نوع کشتی های تولید شده محدود بود ، به طور عمده کاسه هایی با پایه مقعر و اجساد کروی. سطوح آنها بیشتر در نقاشی الگوهای هندسی به رنگ قرمز رنگ شده بود. تاریخ این کالاها حدوداً است. هزاره 6 و 5 قبل از میلاد.
در دوره های بعدی ، سفال سازی بیشتر و بیشتر تصفیه می شد. اگرچه چرخ هنوز معرفی نشده بود ، اما شکل کشتی ها تا حدودی متنوع تر و با دقت بیشتری اجرا می شدند. دمای کوره ها بهتر کنترل می شد و اکنون دکوراسیون عروق شامل حیوانات و طرح های گل تزئینی شده است. نمونه های بی شماری از این موارد در Sialk کشف شده است. برای دستیابی به خمیر ریزتر ، سفالگرها پودر ماسه ریز را به مخلوطی که قبلاً ذکر شد اضافه کردند. بنابراین آنها قادر به تولید کشتی هایی با بدن بسیار نازک بودند.
با اختراع و معرفی چرخ سفال ، تقریباً هزاره چهارم پیش از میلاد ، تولید کشتی های با کیفیت و متقارن با کیفیت بهتر ممکن شد. تعداد انواع سفالهای ساخته شده نیز بسیار افزایش یافت. دکوراسیون این اشیاء با مراقبت و مهارت هنری بسیار بیشتر صورت گرفت و طرح های مورد استفاده بسیار غنی شده و با دقت انتخاب شدند. تا آن زمان این نوع سفال پیشرفته در چندین نقطه از ایران تولید می شد. بنابراین ، روابط اقتصادی و فرهنگی نزدیک را که باید در میان جوامع پیش از تاریخ وجود داشته است ، آشکار می کند. ایده ها ، تکنیک ها و روندهای هنری باید مسافت های زیادی را طی کرده و آزادانه رد و بدل شوند. مثال خوب برای نشان دادن این ارتباط انواع سفالگری است که در تاپه قابستان در دشت قزوین کشف شد ، که با دوره های Sialk و Tapeh Hessar در نزدیکی دامغان قابل مقایسه است ، همه در همان دوره. موقعیت این سه مکان نوعی مثلث را تشکیل می دهد. ممکن است کسی تصور کند که کارهای باستان شناسی بیشتر شواهد بیشتری را برای روابط نزدیکی که در بین این جوامع وجود داشته است ، به وجود می آورد.
در حدود هزاره دوم پیش از میلاد در بیشتر مناطق ایران شواهدی از تولید سفالهای محلی وجود دارد. کشتی ها معمولاً از کاسه ، پارچ ، کوزه و کوزه تشکیل شده اند. بسیاری از این کالاها ساده و بدون تزئینات سطحی هستند. رنگ این کالاها از خاکستری تا خاکستری تیره ، قرمز تا بوف متفاوت است. برخی از اینها دارای سطوح فرسودگی بوده و با نقوش هندسی تزئین شده اند (Pls. 7-8).
زیباترین کالاهای آن دوره ، کشتی های زومورفیک (گاو نر ، شتر ، قوچ و غیره) (Pls. 29-33) یا مجسمه های انسانی است که به طور عمده در منطقه گیلان (مارلیک ، املش و کلوراز) کشف شده اند. ) کشتی ها و مجسمه های زومورفیک باید دو کارکرد مجزا داشته باشند: برخی از آنها کشتی های ابزار بودند ، در زندگی روزمره مورد استفاده قرار می گرفتند ، در حالی که برخی دیگر ، احتمالاً مهمتر از آن ، در مراسم مذهبی یا خاکسپاری مورد استفاده قرار می گرفتند. امروزه کاملاً گسترده ای از اشکال شناخته شده است. عملکرد واقعی آنها ممکن است با توجه به شکل عروق و ژست مجسمه ها تعیین شود. ساخت این کشتی ها و مجسمه های زومورفی تا اواسط هزاره اول قبل از میلاد ادامه یافت.
دوره پویا مادها و هخامنشیان (728-330 پیش از میلاد)
دانش ما در مورد سفالهای مدیان محدود است. با این حال ، حفاری های اخیر ، به ویژه در یکی از مهمترین سایت های ماد ، تاپه نوش جان در نزدیکی ملایر ، انواع زیادی از کشتی ها را تولید کرد. اینها هنوز در حال بررسی و معاینه هستند. امید است در آینده نزدیک در مورد سفال های آن دوره مهم اطلاعات زیادی کسب شود. در سایت های دیگر ، به عنوان مثال بیستون ، در چندین مکان در استان های گیلان و کردستان نیز بازیابی شده است. کاوش های اخیر در محل زیویه انجام شده توسط مرکز تحقیقات باستان شناسی ایران ، از سفال های متوسط نمونه برداری شده استفاده کرده است. یکی از مهمترین نوآوری های فن آوری سرامیک در دوره ماد ظاهر شد ، یعنی معرفی ظروف لعاب دار ،
با روی کار آمدن سلسله هخامنشی در قرن ششم پیش از میلاد پیشرفت های بزرگی در ساخت سفال صورت گرفت. وسایل ساده رایج تر و گسترده تر شد. با این حال ، در کالاهای ظریف تر پیشرفت قابل توجه است. شکل های جدید معرفی شد ، به عنوان مثال قافیه. سطوح اکنون با نقوش قالب و قالب تزئین شده است. برخی از سنت های پیش از تاریخ زنده مانده و ادامه دارد. این شاید به بهترین وجه در کاربرد پیکره حیوانات مشاهده شود. اینها به دسته شیشه ها و قافیه ها وصل شده اند. به طور گسترده ای پذیرفته شده است که این مجسمه ها دارای اهمیت نمادین بودند.
شکل ها و تزئینات سفال هخامنشی ارتباط نزدیک بین سفال سازی و فلزکاری را نشان می دهد. بیشتر اوقات شکل ها و تزئینات فلزی تولید می شود و ممکن است با موفقیت در سفال اضافه شود. در دوره سلسله هخامنشی است که لعاب ها عموماً در فلات ایران وارد می شدند. کاوش های موجود در تخت جمشید و شوش نشان داد که دیوارهای کاخ ها با آجرهای لعاب دار پوشانده شده است که شامل تزئینات پیچیده ، به تصویر کشیدن حیوانات و سربازان است. عمل لعاب باید از بین النهرین معرفی شده باشد.
دوره پویایی اشکانیان (248 پیش از میلاد-224)
تا همین اواخر اطلاعات مربوط به هنرهای دوره اشکانی بسیار ناچیز بود. در زمانی که مرحوم استاد آرتور اوفام پاپ و تیم وی در حال جمع آوری مطالبی برای بررسی هنر پارسی بودند ، به سختی هیچ سایت پارتی شناخته شده بود و هیچکدام حفاری نشد. تنها در پنجاه یا شصت سال گذشته بود که چند مکان بسیار مهم اشکانی توسط باستان شناسان مورد بررسی قرار گرفت. برخی از این موارد فراتر از مرزهای فعلی ایران است ، به عنوان مثال نسا ، پایتخت پارتی سابق در آسیای میانه یا دورا-اروپا در سوریه. اخیراً در ایران تعدادی از سایتهای اشکانی واقع شده اند و در حال حاضر تحت خاکبرداری قرار دارند. این سایتها شامل کنگاور ، شهرک قمیس ، ولیران ، اکباتانا و چندین سایت در دشت گرگان ، در گیلان و سیستان است.
از این اکتشافات جدید باستان شناسی چیزهای زیادی در مورد هنر اشکانی و سفالگری اشکانی آموخته ایم. در یک مطالعه اخیر اشاره شده است که سفالگری در سرتاسر امپراتوری اشکانیان یکسان نبوده و کالاهای مناسب ایران با آنچه که در سوریه و بین النهرین وجود دارد متفاوت است. حتی در این زمینه چندین اختلاف قابل تشخیص است. به طور کلی ، سفالهای اشکانی را می توان به دو گروه عمده تقسیم کرد: کالاهای بدون لعاب و لعاب. کالاهای بدون لعاب را می توان به دو دسته دیگر تقسیم کرد: کالاهای خاکستری و قرمز. سفالهای خاکستری از کاسه ها ، لیوان های کوچک و کوزه های بزرگ تشکیل شده است ، همه دارای پایه های محدب و بدون هیچگونه تزئینات سطحی است. با این حال ، برخی از آنها بدن جلا دارند. ظروف سرخ ، که شاید محبوب ترین آنها بود ، شامل کوزه های بزرگ ، کاسه ها و کوزه ها نیز بود ، از نظر شکل شبیه به کالاهای خاکستری بود.
در وسایل سرخ نوع دیگری باید به اصطلاح "ظروف سرخ شده" ذکر شود. این ظروف دارای بدنی بسیار نازک است که به بیرون قرمز و داخل خاکستری تیره است. وقتی به آن ضربه می زنید صدای ناله ای به دست می آید ، از این رو نام آن است.
همچنین لازم به ذکر است که کشتی های زومورفیک به شکل قافیه ها هنوز در زمان اشکانیان بسیار محبوب بودند. اینها هم به رنگ خاکستری و هم به رنگ قرمز ساخته شده اند ، گاهی اوقات حتی در گلدان های سفالی.
یكی از بزرگترین دستاوردهای سفال سازی در این دوره معرفی عروق لعاب قلیایی بود. بدن این وسایل لعاب دار یک خمیر ریز سفید بود که روی آن می توان لعاب قلیایی را به راحتی اعمال کرد. دو مورد از معمول ترین نوع کشتی های این گروه "فلاسک زائر" و کاسه های بزرگ بود. دومی معمولاً روی سه یا چهار پا کوتاه استراحت می کند. این نوع کشتی ها ممکن است تحت تأثیر خاور دور تولید شوند ، زیرا فرم های آنها برنز های معاصر چینی را به یاد می آورد.
علاوه بر لعاب ، بیشتر این کشتی های لعاب اشکانی نوعی دکوراسیون سطحی را نشان می دهند که عمدتاً خطوط یا سکته مغزی ساده است. یکی دیگر از گروه های سفالین لعاب پذیر اشک دیگر ، تابوتهای بزرگی بود که به دلیل تغییر در اعتقادات مذهبی در مورد دفن ، در آن دوره بسیار مورد استفاده قرار گرفت.
دوره پویا ساسانی (224-651 م)
به طور کلی می توان اظهار داشت که سفالهای ساسانی ، به طور دقیق ، ادامه سنت های اشکانی است ، با دو استثنا. ظروف خاکستری ، همانند تابوتهای لعابدار ، از آنجا که دوباره آداب و رسوم دفن زرتشتی دوباره معرفی شده بود ، قطع شد.
از این رو سفالهای ساسانی را می توان به دو گروه عمده تقسیم کرد: کالاهای بدون لعاب و لعاب. کالاهای بدون لعاب عمدتاً از کالاهای قرمز بسیار گلدان بودند. اینها شامل کوزه بزرگ ، کوزه و انواع کاسه است. آنها دارای رینگ های ضخیم ، برون خورده هستند و سطح آنها اکنون تزئینات پیچیده و پیچیده ای از جمله خطوط موج دار ، الگوهای هندسی ، گل سرخ یا گاه گاه حتی کتیبه های پهلوی را نشان می دهد. تعداد این کالاهای قرمز ساسانی دائما در حال افزایش است. آنها در تعدادی از سایت ها ، مانند بیشاپور کشف شده اند. سیراف ، کنگاور ، دشت گرگان ، تورنگ تپه ، تخت سلیمان ، در قوبرای نزدیک کرمان و تختی ابوناسار در استان فارس.
سفالهای لعاب ، اگرچه لعاب قلیایی هنوز مورد استفاده قرار می گرفت ، اما در حقیقت از نظر فنی پیشرفت چشمگیری داشته است. به جای لعاب سبز تیره اشک یا قهوه ای مایل به زرد ، مهمترین رنگ اکنون به رنگ سبز فیروزه ای یا آبی فیروزه ای تبدیل می شود. این مورد را می توان در تعدادی فلاسک های زائر ، کاسه و مخصوصاً در کوزه های بزرگ نگهدارنده مشاهده کرد. این کوزه های انبار که در اواخر دهه 1970 در Siraf و همچنین در Ghubayra کشف شده بود ، علاوه بر لعاب ، با الگوی های کاربردی ، که اغلب آنها با الگوهای کابل نیز تزئین شده بودند ، تزئین شده بودند.
مجسمه های Terracotta در زمان ساسانیان نیز تولید می شدند که امروزه انواع زیادی از آن شناخته شده است. برخی از این موارد تا حدودی لعاب دارند.
دوره پس از ساسانیان و اسلامی
با ظهور اسلام در نیمه اول قرن هفتم میلادی ، به تدریج تولید سفال در سراسر جهان اسلام تغییر یافت. در آغاز سفالگران ایرانی سنتهای پیش از اسلام خود را ادامه می دادند و در ایران برخی از این کالاهای اولیه با عنوان "ساسانو-اسلامی" شناخته می شوند. پیشنهاد شده است که به دلیل تماس با خاور دور ، به ویژه با چین ، از یک طرف و محدودیت های اسلام ارتدوکس از سوی دیگر ، به تدریج تغییرات قابل توجهی در ساخت سفال صورت گرفته و چندین نوع جدید کالا تولید شده است. سفالگران خاور نزدیک چندین آزمایش را انجام دادند که بخشی از آنها از سرامیک های وارداتی چینی تقلید می کنند ، تا حدی از مهارت و تخیل خود در اختراع انواع جدید استفاده می کنند.
بطور کلی تاریخ سفالگری ایرانی و اسلامی را می توان به سه دوره اصلی دوره پس از ساسانیان یا اوایل اسلامی (قرن نهم - دهم میلادی) تقسیم کرد (دوره سده های 9 تا 10 قبل از میلاد) دوره میانه اسلامی (سده های 11 - 15 میلادی) بعد از دوره اسلامی (قرن شانزدهم - نوزدهم میلادی)
در این سه دوره که بیش از هزار سال به طول انجامید ، تعداد زیادی مرکز سفالگری تاسیس شد که انواع بیشماری از کالاها را تولید می کردند. کاوش های اخیر در شهرهای مشهور اسلامی ، به عنوان مثال سامرا ، سیراف ، نیشابور ، جورجان (گرگان قدیمی) ، فستات و غیره ، به همراه کشف کوره های سفالگری در چندین مکان ، اطلاعات قابل توجهی در مورد تولید سفال در جهان اسلام به ما ارائه می دهند. شایان ذکر است که در تولید سفالگری ایران و جهان ایران همیشه از بقیه جهان اسلام جلوتر بوده و همیشه سفالگران ایرانی بودند که بیشترین کار را با انواع جدید و ایده های جدید انجام دادند.
اوایل دوره اسلامی
مهمترین اطلاعات مربوط به سفال های اولیه اسلامی ، برای مدت طولانی ، توسط کاوش های آلمانی در پایتخت كوتاه مدت عباسی سامرا ، كوتاه مدت تهیه شده بود. اخیراً چندین سایت اسلامی دیگر مورد بررسی قرار گرفته است و اینها به طور قابل توجهی تغییر یافته و در عین حال دانش ما را در مورد این موضوع غنی کرده اند. در تحقیقات ما علاقه ما به ایران را محدود می کنیم و بر این اساس ، ما فقط با سفالهای دو سلسله اولیه ایرانی ، یعنی بیدیدها و سامانیان ، سر و کار خواهیم داشت.
سلسله Buyid (932-1055 میلادی)
متداول ترین نوع سفال ها به اصطلاح "guebri" بود ، که به عنوان نمونه (camplevé) شناخته شده است. تزئینات این سفال به نقاشی های فلزی و سفالهای ساسانی بسیار نزدیک است. به نظر می رسد این کالا در زنجان ، پادگان ، آمل و ساری تولید شده است. این در واقع نوعی تکنیک Sgraffito بود (اصطلاح champlevé در واقع یک تکنیک فلزکاری است و نباید برای سفالگری از آن استفاده کرد) ، جایی که سطح عروق که همیشه بدنه مخصوص گلدان قرمز وجود داشت ، با یک لبه سفید ضخیم پوشانده شده بود و تزئینات کنده شده بودند کشتیها با لعاب سرب شفاف سبز یا زرد رنگ پوشانده شدند. تزئینات این کالاها شامل نقوش گل ، هندسی یا نگارگری و اغلب چهره های انسان و حیوانات نیز می باشد. انواع ظروف ساخته شده شامل کاسه ، ظرف و کوزه است. حتی چند پلاک شناخته شده است
سلسله سامانی (819-999 م)
سامانیان احتمالاً در اوایل دوره اسلامی یکی از مهمترین سلسله های ایرانی در شرق جهان اسلام بوده است. قلمرو آنها شامل مراكز بزرگی مانند سمرقند (افراسیاب) ، بخارا ، مرو ، نیشابور و كرمان بود. مهمترین مشارکت هنرمندان سامانی در ساخت سفالگری اسلامی اختراع و کمال ظروف نقاشی شده در لغزش بود. "انواع مختلفی از این وسایل امروزه شناخته شده است و بطور کلی می توان آنها را به گروه های اصلی زیر سیاه و سفید ، پلی کروم تقسیم کرد. بر روی رنگ سفید ، تزئینات روی زمین رنگی تقلید از درخشش تک رنگ
این وسایل نقاشی شده با برش باعث پیشرفت بسیار خوبی در دکوراسیون سفالگری می شوند. به طور معمول ، این رنگدانه در لعاب سرب در کوره اجرا می شود ، همانطور که در اوایل عباسی در بین النهرین در کالاهای پاشیده تمرین می شد. سفالگران با معرفی رنگدانه های لغزش و لغزش زمینی ، می توانند طرح ها را در حالی که در کوره هستند ، کنترل کنند و به این ترتیب توانستند تنوع زیادی از تزئینات سطح را تولید کنند.
شاید جذاب ترین و در عین حال از نظر زمانی به عنوان یکی از اولین کالاهایی که طرح های بوم شناسی را در منگنز-بنفش بر روی لکه های سفید یا خامه ای به تصویر می کشید و سپس توسط لعاب واضح پوشانده می شد. هر چه این قطعه در ابتدا تزئینات برجسته تر باشد ، ظریف تر است. اینها همچنین قابل خواندن هستند ، بیشتر شامل عبارات خیرخواهانه است. با گذشت زمان ، طرح های خطی بیشتر و بیشتر تزئینی و کمتر و خوانا تر می شوند. معرفی پلی کروم بر روی زمین سفید یا خامه ای نیز می تواند به عنوان دومین گام در توسعه سفال های رنگی خیز در نظر گرفته شود. این وسایل نقاشی شده چندطرفه اکنون نه تنها با نقوش برجسته ، بلکه با گلها ، گلهای آراسته یا حتی میشها یا عروق دیگر تزئین شده بودند.
در هنگام نقاشی دکوراسیون به رنگهای سفید یا روشن بر روی یک زمین منگنز-بنفش یا گوجه فرنگی قرمز ، طرح تزئینی معکوس می شود. امروزه تعداد زیادی از این کشتی ها شناخته شده اند. آنها در چندین مکان در آسیای میانه ، افغانستان ، در نیشابور ، جورجان و حتی در قبییره در استان کرمان حفاری شدند.
نوع بسیار متفاوتی است ، اما یک گروه مهم ظروف چرمی پلی کرومی است که با شکل های انسانی و حیوانات تزئین شده است و یا بندرت فقط با اشکال هندسی. مرحوم آرتور لین این نوع سفالها را "ظروف دهقانی" نیشابور می نامید. این نوع سفال ها فقط در نیشابور تولید می شدند و هرگز در هیچ جای جهان تقلید نمی شدند. تزیین ممکن است برخی از نقاشی های سامانی را نشان دهد ، که ما فقط چند نمونه از آن داریم ، یعنی نقاشی های دیواری گودبرداری نیشابور. یک گروه فرعی از این پارچه های پلی کروم چندی پیش به عنوان "ظروف ساری" شناخته می شدند. این کار با پرندگان پیاده روی ، گلهای بزرگ و گهگاه با شخصیتهای برجسته کوفی تزئین شده است. اصطلاح "ساری" را نمی توان پذیرفت ، زیرا هیچ مدرکی برای ساخت چنین سفالگری در شهر ساری وجود ندارد ،
یک گروه دیگر از سفالهای رنگی و کشویی وجود دارد که به رنگ زیتون در زمین سفید یا خامه ای رنگ شده است. به طور واضح تقلید از سفالهای تزئینی رنگی تک رنگ معاصر است. این سؤال که آیا سفالهای تزئینی رنگی ، بصورت تک رنگ یا چند رنگ ، تحت سامانیان تولید شده است ، هنوز مشخص نیست و هنوز حل نشده است. تعداد زیادی از چنین کالاهایی ، هم درخشش چند رنگ و هم درخشش ، در نیشابور حفاری شده و هزاران قطعه از این دست اکنون در جرجان در معرض دید عموم است. اگرچه هنوز هیچ شواهدی باستان شناسی برای تولید محلی آنها نداریم.
دومین نوع مهم سفال های سامانی ، کالاهای سرامیکی است. قبلاً یکی از انواع sgraffito ، وسایل "guebri" یا "champleve" در زیر ظروف سفالی Buyid ذکر شده است ، بنابراین این مورد در اینجا مستثنی نیست. سه نوع دیگر که در زمان سامانیان نقش مهمی در ایران داشتند ، به اصطلاح sgraffito ساده بودند که با نام های "Amol ware" ، ظروف پاشیده و sgraffito و به اصطلاح "ظروف آغکن" نیز شناخته می شوند.
ظروف سفالی ساده یا "آمل" با خطوط برش خورده تزئین شده است ، درست از طریق لبه نازکی که روی آن را پوشانده ، روی بدن قرار می گیرد و سپس با لعاب شفاف زرد یا سبز پوشانده می شود. دکوراسیون ممکن است شامل تقاطع ساده ، پیمایش ، طرح های سنگ نگاری ، پرندگان یا حیوانات خارق العاده باشد. بعضی اوقات این خطوط برش ممکن است به رنگ سبز ترسیم شود. این کشتی ها عمدتا کاسه ای هستند ، که پایه های مسطح و طرف های مستقیمی دارند. بدن همیشه قرمز است. تا 30 سال پیش ، نه تاریخ و نه قطعات امضا نشده کشف نشده بودند. در سال 1976 یک قطعه کوچک در دشت گورگان با امضای یک هنرمند کشف شد: رحمان بن موسی الفخار.
نوع دوم sgraffito ، به اصطلاح پودر sgraffito پاشیده شده ، در واقع ادام sp مستقیم وسایل پاشیده شده عباسی اولیه بین النهرین است. اختراع آن به احتمال زیاد به دلیل نبوغ هنرمندان پارسی بود که با تولید اسپل های قهوه ای ، زرد و سبز زیر یک لعاب واضح ، راضی نبودند. آنها بیشتر دکوراسیون عروق خود را با تزئینات برش خورده که در ابتدا کتیبه های ساده بودند ، بهبود بخشیدند ، اما بعداً شامل طرح های دقیق ، مانند عقاب هایی با بال های پهن یا حیوانات بودند. این نوع در جرجان ، نیشابور ، کنگاور ، تخت سلیمان ، شوش و سایر مناطق ایران کاوش شده است.
نوع سوم sgraffito. وسایل "آقکند" در واقع شبیه به تکنیک فلزکاری است ، به منظور جلوگیری از سرریز رنگدانه به مناطق همسایه ، خطوط برش خورده به طرح های خاصی معرفی می شوند. پرندگان بزرگ ، حیوانات و گلها این عروق را که عمدتا کاسه یا ظروف بزرگ هستند تزئین می کنند. ادعا شده است که این نوع سفال ها در واقع در آقکند ساخته شده است.
دوره اسلامی میانه (قرن یازدهم - پانزدهم میلادی)
سلسله سلجوقی (1037–1194)
در آغاز قرن یازدهم میلادی سلسله جدید ، سلجوقیان به ایران آمدند و کشور را تحت حکومت خود متحد کردند. این دوره در دوره سلجوقیان در ایران به سختی بیش از یک قرن و نیم به طول انجامید ، با این حال شاهد پیشرفت بزرگی در ادبیات ، فلسفه ، معماری و در همه زمینه های هنرهای ایرانی بود. سلجوقیان حامی بزرگی در هنر شدند و حمایت از آنها باعث شد هنرمندان ایرانی بتوانند سنت های پیش از اسلام را احیا کنند و تکنیک های جدیدی را در زمینه های فلزی و سفال ایجاد کنند.
مهمترین دستاورد در تولید سفال ، معرفی یک ماده جدید مرکب از کامپوزیت سفید بود. این بدن سفید جدید کاربرد لعاب قلیایی را آسان تر کرده است. بدن واقعی کشتی ها بطور قابل توجهی نازک تر ، تقریباً شفاف بود. بدین ترتیب سفالگران ظریف ظروف چینی سونگ چینی وارداتی را بدست آوردند که گلدانهای خاور نزدیک بسیار تحسین می کردند.
شهرهایی مانند ری ، کاشان ، جرجان و نیشابور به مراکز اصلی تولید سفال ایرانی تبدیل شدند. تحت حمایت سلجوقی انواع کالاهای زیر در گلدان های ایرانی تولید می شود:
• کالاهای سفید ،
• محصولات لعاب تک رنگ ، • کالاهای
حک شده یا لاکبی ،
• کالاهای رنگی درخشان ، • کالاهای آغشته به
زیر لعاب ، و
• کالاهای مشبک ، به اصطلاح minai و lajvardina.
نوع دیگری که باید به این موارد افزوده شود ، وسایل بدون لعاب است که همچنین تغییرات و پالایش قابل توجهی را پشت سر گذاشته است. همچنین لازم به ذکر است که در حالی که در واقع سلجوقیان به جای نیمه دوم قرن دوازدهم توسط سلسله خوارزمشاهیان جایگزین شدند ، اما از نظر هنری همین روند در ایران بزرگ درست تا حمله مغول ادامه یافت.
دوره ایلخانید (1258-1334 م)
تهاجم مغول های سال 1220 و 1221 میلادی بخش های بزرگی از ایران و به ویژه شهرهای ویران شده مانند ری ، نیشابور و جرجان (گرگان قدیمی) را ویران کرد که در گذشته مهمترین مراکز سفال ایرانی بودند. کاشان ، گرچه به همین ترتیب توسط مغول ها نیز ویران شد ، اما به نظر می رسید به سرعت بهبود یافت و تولید سفال ادامه یافت.
فرمانداران مغول ، ایلخان ها ، که به نمایندگی از خان بزرگ در مغولستان حکومت می کردند ، خیلی زود خود را از بقیه امپراتوری جدا کردند و سلسله مستقلی را بنا نهادند. پایتخت جدید آنها ابتدا در مراغه و بعداً در تبریز در شمال غربی ایران بود. آنها اسلام را پذیرفتند و آداب و رسوم ، فرهنگ و زبان ایرانی را به عهده گرفتند. با این حال ، بهبودی از ویرانی بزرگ بسیار کند بود. تا پایان قرن سیزدهم بود که پروژه های ساختمانی جدید آغاز شد. رشیدالدین همدانی ، نخست وزیر پارلمان ایلخانس مغول در آغاز قرن 14th و همچنین یک محقق ، از دیگر فعالیت های فرهنگی برای تدوین معروف جامی التواریخ (تاریخ جهانی نسخ خطی که به وفور با نقاشی های مینیاتور به تصویر کشیده شده و به فارسی و عربی نوشته شده است.
همانطور که قبلاً ذکر شد ، عمدتا کاشان بود که همچنان به تولید درخشش ، زیر لعاب و پوشانده از پوشش ضد لعاب ادامه داد. با این وجود ، در اواخر قرن سیزدهم و آغاز قرن چهاردهم میلادی ، مراکز جدید سفالگری پدیدار شدند. یکی از این موارد در شمال غربی ، احتمالاً در تخت سلیمان بود ، جایی که مغول اباغا خان (1265-1281 میلادی) کاخی را برای خودش بنا کرد که همانطور که قبلاً دیدیم با کاشی های درخشش و لارواردینا تزئین شده است. با این حال ، تخت سلیمان باید با منطقه اصلی تولید سفال ، یعنی منطقه سلطان آباد (اراک مدرن) ارتباط داشته باشد ، که شامل نه تنها خود شهر بلکه حداقل بیست یا سی روستای دیگر نیز بوده است. در جنوب جنوبی ، کرمان مرکز دیگری شد و به زودی سفال های مشهد نیز ظاهر می شوند. به غیر از این مراکز اصلی چندین مرکز مهم دیگر نیز وجود داشتند ،
سفالهای دوره ایلخانید را می توان به گروههای زیر تقسیم کرد:
• کالاهای کاشان
• سفالهای سلطان آباد و تخت سلیمان
• کالاهای کرمان
• کالاهای جرجان
• کالاهای استانی.
سفال تیموری (1370-1502 م)
در سال 1393 هجری هجوم ویرانگر دیگری در ایران رخ داد. این بار این تیمور بود که با یک ارتش بزرگ همراه شد ، کل کشور را فتح کرد و بسیاری از شهرها ، مانند جرجان ، اصفهان ، شیراز و کرمان را ویران کرد. تیمور بیشتر هنرمندان را با خود به پایتخت خود در سمرقند برد. بنابراین سمرقند به مرکز هنرهای ایرانی ، به ویژه معماری و دکوراسیون معماری تبدیل شد. اما دوران طلایی هنر تیموری تا زمان سلطنت شاه روخ (1404-1447 میلادی) آغاز نشده است. شاه روخ ، خود خوشنویس ، حامی هنرهای فارسی شد. نقاشی مینیاتور فارسی شکوفا شد. بنای زیبا مذهبی در سرتاسر قلمرو تیموریان برپا شده است. : تزئینات معماری اهمیت پیدا می کند که در آن زمان زیباترین و پیچیده ترین دکوراسیون معرق معرق ساخته شده است.
تولید سفالگری دوره ایران به طور کامل مورد بررسی قرار نگرفته است ، اما به نظر می رسد که همان نوع سفالها در سراسر کشور ، مانند گذشته تحت مغولان ، تولید شده است. شاید یک ماده مهم دیگر هم وجود داشته باشد که اکنون ظاهر می شود: اولین گروهی که به عنوان ظروف "Kubachi" شناخته می شود. این وسایل به راحتی به رنگ مشکی در زیر لعاب آبی یا فیروزه ای رنگ شده بود و فقط شامل ظروف بزرگ با رینگ های شیب دار شده بود. دکوراسیون عمدتا از طرح های گل یا اشکال هندسی بود. اما دو نمونه وجود دارد كه كتیبه هایی در نستعلیق دارند كه شامل تاریخ کشتی ها است. هر دو به تاریخ 15th قبل از میلاد مسیح می دهند ، بنابراین آنها قطعاً تیموری بودند. نام "کوباچی" در واقع بسیار رضایت بخش نیست ، زیرا از این نام است که یک روستای کوچک در داغستان در قفقاز نامیده می شود. اما در کوباچی آنجا بود ، جایی که این نوع سفال برای اولین بار در دیوارهای خانه های دهقانان کشف و یافت شد. اکنون کاملاً معلوم است که مردم کواچی هرگز سفالگری را درست نکردند ، اما آنها فلز و اسلحه خوبی تولید کردند که به نظر می رسید برای این نوع خاص سفال ها مبادله شده اند. اکنون به طور گسترده ای پذیرفته شده است که در واقع کالاهای "کوباچی" در شمال غربی ایران ، در تبریز تولید می شد.
نوع دیگری از ظروف سفالی که اکنون شیک تر می شود وسایل آبی و سفید است. قبلاً در مورد جرجان گفته شد كه قبلاً نوعی از لوازم آبی و سفید در زمانهای پیش از تیموری یا جرجان یا جایی دیگر در دشت جرجان تولید شده بود. با این حال ، نوع جدید رنگ آبی و سفید با نوع قبلی ، از نظر شکل ، رنگ و دکوراسیون متفاوت است. این نوع جدید آبی و سفید قطعاً تحت تأثیر مستقیم پرسلن چینی آبی و سفید چینی وارداتی تولید می شود. شکل آن ظروف چینی ظروف چینی است ، عمدتا كاسه های برنجی كوچك. دکوراسیون مجدداً نمونه های اولیه چینی را به یاد می آورد ، که در آن لوتیوس ها ، مزرعه ها و ققنوس های پرواز نشان داده می شود. گفته شده است كه این قرن 15th آبی و سفید در كرمان ساخته شده است. این نظریه اکنون توسط شواهد باستان شناسی قوبیا و سایر اماکن استان کرمان اثبات شده است. شاید این نکته را نیز شایسته ذکر کنیم که چنین کاسه های آبی و سفید در شرق آفریقا در کیلوا حفر شد که حتماً باید از ایران وارد شده باشد.
دوره اسلامی بعد (قرن شانزدهم - نوزدهم میلادی)
خط شامل اواخر دوره ایلخانید و تیموریان در این سفالهای بعدی ایرانی است. دکتر گزا فرهاری همچنین این دو دوره را در دوره بعد از مطالعه خود براساس مجموعه بارلو به کار برد. سفالهای اواخر ایلخانی فارسی کمابیش ادامه انواع سلجوقی بودند ، هرچند که تصریح می شود برخی تغییرات در اواخر قرن سیزدهم اتفاق افتاده است. این تغییرات ناشی از نفوذ مغول است. در دوره تیموریان ، یک گذار بین انواع اولیه و بعدی ، در ساخت سفال کاهش یافته است. این امر با پیشرفت و درخشش بسیار زیاد تکنیک ایرنا که در دکوراسیون معماری به دست آمده بود ، تضاد داشت.
کالاهای صفوی (1502-1722 م)
دوره سلسله صفویه نوآوری در تاریخ سفال ایرانی بود ، زمانی که نه تنها تکنیک های فارسی فراموش شده طولانی مدت دوباره معرفی شدند ، بلکه هنگام اختراع کالاهای جدید فارسی نیز انجام شد. بنابراین شاید منطقی تر باشد که ظهور سلسله صفوی را سرآغاز دوره جدیدی در تاریخ طولانی سفالهای ایرانی و ایرانی تلقی کنیم. سفالهای این زمان اشکال هندسی بسیاری مانند الماس ، مثلث و ستاره را نشان می دادند.
صفویان در آغاز قرن شانزدهم میلادی به قدرت رسیدند و برای اولین بار پس از گذشت بیش از هزار سال سلسله ملی و بومی ، در ایران به قدرت رسیدند. این سلسله توسط شاه اسماعیل (1502-1524 پیش از میلاد) تأسیس شد که کشور را تحت حاکمیت او متحد کرد. دوره صفویه برای ایران ، خصوصاً برای هنرها ، دوران طلایی بود. مساجد ، مجلل ها و کاخ های تزئینی با شکوه و تزئینات بسیار سنگین ساخته شده اند: فلزات ایرانی دوباره شکوفا شدند. فرش بافی انگیزه جدیدی به دست آورد و نقاشی مینیاتوری در این مدت به فرج خود رسید. جانشینان شاه اسماعیل ، شاه طهماسپ اول (1524-1576 میلادی) ، شاه عباس بزرگ (1687-1587) به عنوان حامیان فعال هنرهای فارسی شناخته شدند. ابتدا پایتخت در تبریز بود و بعداً به دلیل تهدید عثمانی به قزوین منتقل شد؛ در اواخر قرن شانزدهم توسط شاه عباس به اصفهان منتقل شد.
ساخت سفال ایرنا انگیزه جدیدی به دست آورد. تکنیک های قدیمی با توجه به سن و شرایط مختلف ، در یک لباس جدید احیا و تولید شدند. بدنه این کالاهای صفوی اکنون به قدری ظریف ، نازک و شفاف است که بسیار نزدیک به ظروف چینی وارداتی شده است. این نوعی از استراحت است اما بسیار تصفیه شده تر از سفالهای ایرانی دوره سلجوقی.
سفالهای صفوی را می توان به انواع زیر تقسیم کرد:
• کالاهای کوبچی • کالاهای درخشان •
کالاهای
سفید یا ”Gombroon”
• کالاهای آبی و سفید دیررس و
• کالاهای تک رنگ و چند رنگ کرمان
دوره مدرن: کالاهای دوره زند و قاجار (1756-1925 میلادی)
سفال های پس از صفوی تاکنون به طور جدی مورد مطالعه قرار نگرفته است و اطلاعات موجود کمیاب و چندان معتبر نیست. با این وجود ، ممکن است تصور کنیم که پس از حمله افغانستان به سرزمین اصلی ایران ، هنگامی که سلسله صفویه از بین رفت ، برای مدتی هرج و مرج در کشور رخ داد ، اما تولید سفال باید به همان خطوط مانند گذشته ادامه داشته باشد. تغییر یا به عبارت بهتر نزول ، تدریجی بود. درست است که حتی در اواسط قرن نوزدهم کالاهای ریز آبی و سفید "Gombroon" تولید می شد ، اما به طور کلی کیفیت سفال رو به زوال می رود. با حذف پایتخت از اصفهان ، ابتدا به شیراز زیر زنگ ها و سپس به تهران تحت قاجارها ، خود هنرمندان نقل مکان کردند.
اثری از تزئینات معماری زند در "مجیدیه نو" و سایر ساختمانهای شیراز قابل مشاهده است. رنگهای جدیدی معرفی شدند ، از جمله صورتی کم رنگ. بعداً تولید کاشی در تهران ادامه یافت. این کاشی ها چهره های انسانی را در حالت کم تحمل در برابر زمین پشتی آبی تیره به تصویر می کشند.
اصفهان در طول قرن نوزدهم نوعی از وسایل آبی و سفید و یک ظروف رنگی پلی کروم زیر لعاب تولید کرد ، اما کیفیت این موارد هرگز به کیفیت سفالهای صفوی نرسید. نوع جدیدی از سفال های نقاشی شده به رنگ آبی و سیاه با تزئینات سوراخ شده ، دوباره لعاب شفاف و پر از پنجره های کوچک ، در قرن 19 در نایین ساخته شده است.
در اواخر قرن گذشته ، كاهش كلى در ساخت سفالهاى ايران ، عمدتاً به علت انبوه پرسلن صنعتى واردات و ارزان قيمت از اروپا و خاور دور افتاد. این به معنای پایان تولید سفالگری هنری در ایران بود و تا اوایل دهه 1970 تجدید حیات نشد.
امروزه روشهای صنعتی تولید سفال ، سرامیک ، چینی و غیره نوآوری شده و علم به ارتقاء دانش این حوزه کمک کرده است. اما ، این یک هنر دیگر نیست. خوشبختانه برخی کارگاه های سنتی هنوز هم کار می کنند و امروزه علاقه مردم به این محصولات رو به افزایش است.
در سرامیک و سفال معاصر ایران چالش هایی وجود دارد که عمدتا ناشی از دانش کافی در مورد فناوری جدید و عدم دانش کافی در مورد فنون ، مواد ، تجهیزات و تاریخچه سفال و سرامیک جدید است.
برای جلوگیری از نابودی سفال و هنر سفال و سرامیک در ایران ، باید برخی راه حل ها در نظر گرفته شود. سفالگران باید مورد حمایت قرار بگیرند و آموزش دهند که چگونه آثار هنری خود را برای مطالبات مردم تهیه کنند. علاوه بر این ، دانشجویان هنر در زمینه سفالگری و سرامیک باید در دانشگاه ها به خوبی آموزش ببینند تا با چالش های سفال معاصر ایران روبرو شوند
گردآوری توسط: فیروزه میرزاوی
ارتقاء سریع سایت در گوگل با ❌بک لینک قوی❌
مشاهده