دو موفقیت مهم کوروش بزرگ
کوروش دوم ، که بعدها به کوروش کبیر معروف شد ، بنیانگذار سلسله هخامنشی ، خالق امپراتوری پارس و پدر ملتی به نام ایران است. وی توسط مادها که از کوههای زاگرس در شمال غربی و غربی فلات ایران حکمرانی می کنند ، به عنوان فرماندار در قسمت جنوبی ایران منصوب شد. او همچنین هشت سال پادشاه منطقه ای بود که به آنشان مشهور شد. این منطقه در مرکز ایران بود.
امدادهای مشهور منسوب به کوروش بزرگ در پاسارگاد
شهرت کوروش کبیر به دلیل دو کار برجسته اصلی که او به واقعیت آورده بود:
او کشور کوچک پارس را در یک سرزمین وسیع به یک امپراتوری قدرتمند تغییر داد. تا آن زمان هیچ دولت دیگری به این سطح از قدرت در جهان نرسیده بود.
ارزشهای اخلاقی او با سیاستهای فروتنانه و روش مساعدی که با آن با ملتهای فتح شده رفتار می کرد ، وی را به یک امپراطور خوش برخورد تبدیل کرده بود.
جهان تحت سلطه حاکمان استکبار بود که به حقوق ملت خود اهمیت نمی دادند. در حقیقت ، آنها با سفت و سختی به همه ظلم کردند تا هراس را در دل خود ببندند. کوروش همه این رفتارها را تغییر داد.
هنگامی که سالهای پایانی سلطه مادها با ظلم و ستم بر مردم همراه بود و با آنها رفتار ناعادلانه ای داشت ، سطح بی عدالتی به حدی بالا بود و سرکوب آن چنان شدید بود که مردم ماد چاره ای جز صبر برای انتظار کشیدن کسی برای نجات آنها از حاکم وحشیانه خود نداشتند. کوروش به این شخصیت ناجی تبدیل شد. با روی کار آمدن اوضاع جدید نتوانست او را فاسد کند و هیولای دیگری را از او بیرون کند. در عوض ، او قلب های زیادی کسب کرد و احترام بسیاری از ملت ها نسبت به رفتار خود را به دست آورد. کوروش مادها را با ایرانیان متحد کرد.
وی عمدتاً بر ایجاد صلح ، امنیت ، درک ، احترام به عقاید دیگران و عدالت به امپراتوری خود تمرکز داشت. او عمیقاً با تأثیرات مثبت بر تمدن در دنیای زمان خود تأثیر گذاشت. سده ای که او در آن امپراطوری هخامنشی تأسیس کرد ، به دوران طلایی تاریخ جهان و قرن خلق هنرها و فرهنگ ها بدل شد. پس از آن ، او شتاب تحول در جوامع بشری و پیشرفت در ارزش های اخلاقی ، تمدن ها و حقوق بشر را به بار آورد.
کوروش بزرگ به خاطر سیاست تحمل و احترام بسیار شناخته شده است. هنگامی که کوروش کروسوس ، آخرین پادشاه لیدیا را شکست ، وی دستور داد که نجات یابد ، کشته نشود و او را به عنوان مشاور امپراتوری خود قرار داد. او بدون جنگ ، بابل را فتح کرد. او علی رغم اینکه به یک خدا ایمان داشت ، به خدایان دست ساز تمام ملل فتح شده احترام می گذاشت. او فراتر رفت و حتی به پیروان ادیان دیگر نیز کمک کرد تا معابد خود را دوباره بسازند و خدایان خود را به مکانهای عبادت خود بازگردانند. مورخان و عهد عتیق نحوه برخورد با یهودیان اسیر را برای همیشه ثبت کرده اند.
ویرانه های کاخ مسکونی کوروش در پاسارگاد
کوروش به ملل تحت امپراتوری پارس اجازه می داد تا آیین ها ، سنن ، لباس ، زبان و غیره خود را حفظ کنند. او عقاید ، آیین ها و عقاید ایرانیان را وادار به سایر نقاط جهان نکرد. با این حال ، امروز ما می بینیم که بسیاری از تأثیرات قدرتمند فرهنگ فارسی در خارج از مرزهای فعلی ایران در منطقه وسیعی وجود دارد.
حاکمان توانا قبل از او برای ساختن مناره هایی از سر مردم و ایجاد انبوهی از اجساد برای نشان دادن قدرت خود به ملل موضوع استفاده می کردند. آنها مردم را در آتش زنده زنده آتش زدند ، چشمانشان را بریدند ، زبانهایشان را بریدند و به تعداد دختران و زنهای جوان زندانی و سربازان بیرحمانه خود افتخار کردند. در عوض ، او برای اثبات قدرت خود ، خونریزی ، غارتگری ، وحشیگری و غیره انجام نداد. او دولتی را تأسیس کرد که بسیار کوشید تا وحدت و همزیستی مسالمت آمیز را بین ملل از هند تا دریای مدیترانه پیدا کند. او برای جلب حمایت مردم ، از سیاستی متفاوت استفاده كرد: او از حقوق آنها حمایت كرد ، عدالت را ارتقا داد و برای سعادت آنها تلاش كرد.
ویرانه های استحکام تخت در پاسارگاد
پس از مرگ کوروش بزرگ ، پاسارگاد ، پایتخت او ، دیگر پایتخت نبود. با این حال ، این اهمیت خود را در بین پادشاهان بعدی هخامنشی حفظ کرد. آنها ابتدا مراسم تاجگذاری خود را در آنجا برگزار کردند و احترام خود را به عنوان بنیانگذار سلسله به وی احترام گذاشتند. سپس ، آنها به پرسپولیس رفتند تا از جشن های خود ادامه دهند.
او اولین سری کاخ های هخامنشی را در پاسارگاد بنا کرد. وی اولین نمونه های باغ های ایرانی را در پاسارگاد برنامه ریزی و ساخته است. وی کانال ها و حوضه های آب را در امتداد مجاری های آنجا برنامه ریزی کرد. ما به همان سبک پارکها و باغهای ساخته شده در ایران
کانال های آبی باغ های فارسی در پاسارگاد باقی مانده است
بدون کوروش بزرگ ، ملتی به نام پارس و بعدا ایران وجود نخواهد داشت. وی گروه های قومی مختلف را از طریق احترام متقابل و حمایت های بشردوستانه زیر یک پرچم متحد کرد. او به همه آموخت که تحمل و مهربانی از هر سلاح دیگری قدرتمندتر است.
حتی تا قرن بیستم ، تمام سلسله های ایران سعی داشتند خود را به نوعی از طریق خط خونی و غیره به هخامنشیان و امپراطوران پارس وصل کنند. او نویسنده و پدر ایران است. او منبع افتخار همه در ایران است.
ارتقاء سریع سایت در گوگل با ❌بک لینک قوی❌
مشاهده