تقویت سئوی سایت با بکلینک قوی
وبسایت داری؟ پیجمو فالو کن!
میخوای از اخبار سئو و گوگل عقب نمونی؟
ساخت وبلاگ ویژه با درج لینک
آلیس فینی نویسنده و روزنامه نگار سابق بی بی سی است. اولین رمان او، "من گاهی دروغ می گویم"، جزو پرفروش ترین های بین المللی نیویورک تایمز بود. این اثر به بیش از بیست زبان ترجمه شده است و توسط الن دژنرس و برادران وارنر با بازی سارا میشل گلار در یک سریال تلویزیونی ساخته شده است.آلیس در لندن و سیدنی زندگی کرده است و اکنون در حومه سوری ساکن شده است و در آنجا با همسر و سگش زندگی می کند. دومین رمان او با عنوان "من می دانم تو کیستی" در بهار 2019 منتشر می شود.
من می دانم تو کی هستی روایت گر درخشان دو داستان است. یکی درباره ایمی سینکلر است - بازیگر شناخته شده ای که در آستانه ی مشهور شدن است. اگر او را می دیدید ، فکر می کردید که او را می شناسید. یک روز در واپسین روزهای فیلمبرداری آخرین فیلمش ، ایمی از فیلمبرداری به خانه می آید و تلفن و کیف پول همسرش را روی میز در اتاق ناهار خوری پیدا می کند. شوهرش هرگز بدون آنها جایی نمی رود. اما او آنجا نیست. ایمی خیلی نگران نیست - آنها شب قبل با هم دعوای بزرگی داشتند. هر دوی آنها چیزهایی گفتند که از آنها منظوری نداشتند. او ممکن است کارهایی را انجام داده باشد که از آنها منظوری نداشته، چیزهایی که ایمی نمی تواند فراموششان کند. شاید او بتواند به صورت ظاهری فراموش کند. هرچه باشد، او بازیگر بسیار خوبی است.
صبح روز بعد او را برای پیاده روی صبحگاهی خود می رود و سپس به کافی شاپ مورد علاقه خود می رود. اما کارت بانکی اش پذیرفته نمی شود. وقتی او با این بانک تماس می گیرد می گوید که از حساب وی 10،000 دلار خالی شده است. او فورا به شوهر خود مشکوک می شود. اما آنها می گویند نه ، این خود ایمی بوده که حساب را بسته است. و بدین ترتیب یک حفره ی عجیب غریب پدیدار می شود . ایمی خودش را در حال سقوط در جایی می بیند که آنگونه که به نظر می رسد نیست.موازی با داستان ایمی داستان یک دختر بچه است که دور از خانه شان سرگردان شده است. ما همیشه به بچه هایمان می گوییم با غریبه ها صحبت نکنند چرا که اتفاقات بدی ممکن است رخ دهد. و بله ، اتفاق بدی می افتد.
در کتاب من می دانم تو کی هستی ، آلیس فینی ثابت می کند که او در زمینه ی خلق پلات های پیچیده ی درخشان و پیچش های داستانی یکی پس از دیگری، استاد است.
روانشناسی برای بسیاری از نویسندگان ابزاری ارزشمند و نعمتی بزرگ است که با بهرهگیری از آن به تصویرسازی کارکرد ذهن انسان بپردازند. فرضیهها، تئوریها و آزمایشهای روانشناختی، مسیر فرهنگی جوامع را روشن میکنند و به خواستهها و توقعات خوانندگان از داستانها فرم میدهند. در واقع این دسته از نویسندگان با افزودن نواقصی مشخص به برخی شخصیتها، آنها را به کاراکترهایی واقعی، باورپذیر و در عین حال بهیادماندنی و اثرگذار تبدیل میکنند که این فرآیند در شخصیتپردازی نیز به آنان کمک شایان توجهی میکند. گویی آنها هنگام آفرینش شخصیتهای داستان، از خود میپرسند چه حقایقی در ذات و درون ذهن این کاراکتر شکل گرفته است و این حقایق چگونه میتواند در پیشروی داستان نقش ایفا کنند؟ آن هنگام است که شخصیت، در مسیر خود استوار میشود و جهان داستان را با شواهد و مدارک موجود به گونهای میسازد تا با قواعد روانشناسانه مطابقت داشته باشد. آلیس فینی هم نویسندهای است که با هر دو رمان ترجمه شدهاش به فارسی نشان داده که از همین دست نویسندگان است.
آلیس فینی نویسنده و روزنامهنگار سابق بیبیسی است. نخستین رمان او، «من گاهی دروغ میگویم»، از پرفروشترینهای بینالمللی نیویورک تایمز بود که به بیش از بیست زبان ترجمه شد. الن دژنرس و برادران وارنر بر اساس این کتاب یک سریال تلویزیونی با بازی سارا میشل گلار نیز ساختند. «من میدانم تو کی هستی» دومین رمان این نویسنده است که بهار 2019 منتشر شد. این کتاب در هفتاد و پنج فصل دو داستان را به موازات یکدیگر روایت میکند. شخصیت یکی از داستانها ایمی سینکلر، بازیگری است که در آستانه شهرت قرار دارد. ماجرا از جایی شروع میشود که ایمی از سر صحنۀ فیلمبرداری به خانه میآید و با کیف پول و گوشی همراه شوهرش در منزل مواجه میشود. او کمی به فکر فرو میرود، چون شوهرش هیچوقت بدون تلفن همراه و کیف پولش جایی نمیرفته است، اما حالا هیچ اثری از او نیست. پلیس هم مشکوک است که شاید ایمی موضوع خاصی را پنهان میکند. صبح روز بعد او هنگام پیاده روی صبحگاهی به کافیشاپ مورد علاقه خود میرود و متوجه میشود که کارت بانکیاش هم فاقد اعتبار لازم است. وقتی از بانک پیگیری میکند به او میگویند که خودش از حسابش ده هزار دلار برداشته و حسابش را مسدود کرده است. به این ترتیب معمایی در داستان ایجاد میشود که مخاطب را در پی کشف پاسخ با خود همراه میکند؛ اما نکتۀ جالب این است که این طی طریق برای رمزگشایی از معمای مطروحه، چنان ماهرانه با جملات و پرسش و پاسخهای روانشناسانه در هم آمیخته که بعید به نظر میرسد حواس خواننده را با پرداختن به این جملات که اغلب در کتاب با حروف پررنگتر هم چاپ شدهاند، از اصل داستان منحرف کند یا بالعکس.
داستانِ موازی با ماجرای ایمی نیز روایت دختربچهای است که دور از خانه سرگردان و به عبارتی دچار گمگشتگی شده است. در بخشی از داستان به روایت او میخوانیم: «خوشم نمیآید آدمها به من زل بزنند. امروز مگی و جان کسی را استخدام کردهاند تا در کارها کمکشان کند. اسمش سوزان است و دائم به من زل میزند، ولی کاش این کار را نمیکرد. امروز مناسبت خاصی است به اسم مسابقهی اسبدوانی با مانع. جان انگار نگران است من فراموش کنم. لازم نیست نگران باشد، حافظهام خیلی خوب کار میکند و هر وقت چیزی را فراموش میکنم، از روی عمد است. حتماً آن موقع هم واقعاً فراموش نمیکنم. اسم قدیمیام یادم است؛ همان اسمی که حق ندارم بر زبان بیاورم. هنوز گاهی شبها وقتی در تختم هستم، آن را توی سرم میگویم...»
اما دربارۀ ترجمۀ کتاب. همیشه گفتهاند ترجمه باید به اندازهای سلیس و روان باشد تا بتواند همان تأثیری را که در زبان مبدأ داشته در زبان مقصد نیز داشته باشد و این نکته به ویژه در ادبیات داستانی بسیار حائز اهمیت است. تجربه و ترجمۀ شقایق قندهاری از این رمان را میتوان در لذت خواندن یک رمان تقریباً حجیم و پیچیده مؤثر دانست. او بیش از پنجاه کتاب را ترجمه و چند جایزه ادبی برای ترجمههایش دریافت کرده است. به ویژه اینکه کتاب نخست آلیس فینی را نیز خودش به فارسی برگردانده و به همین دلیل با زبان نگارش نویسنده آشنایی پیدا کرده است. کتاب با پانویسهایی در توضیح اصطلاحات و عبارات و اسامی خاص کاملاً به تکمیل آگاهیهای خواننده از آنچه باید دربارۀ رمان بداند نیز پرداخته است.
روان شناسی برای بسیاری از نویسندگان ابزاری ارزشمند و نعمتی بزرگ است که با بهرهگیری از آن به تصویرسازی کارکرد ذهن انسان بپردازند. فرضیهها، تئوریها و آزمایشهای روانشناختی، مسیر فرهنگی جوامع را روشن میکنند و به خواستهها و توقعات خوانندگان از داستانها فرم میدهند
آلیس فینی در رمان «من میدانم تو کی هستی» برای بار دوم بعد از انتشار رمان«من گاهی دروغ میگویم» نشان داده که در زمینۀ خلق پلاتهای پیچیده و در عین حال با ارزش و بهکارگیری پیچشهای داستانی پی درپی، استاد است. او با مهارت و خلاقیت گرههای داستانی را در هم تنیده و پیوسته خواننده را غافلگیر میکند. چینش رخدادهایی که برای اشخاص داستان رقم میزند، توجه خواننده را به خوبی جلب کرده و او را طوری به هیجان میآورد که وقتی داستان به مقطع بحرانی خود میرسد، نتواند حدس بزند چه بر سر شخصیت خواهد آمد. شاید به همین دلیل است که لوئيس جنسن، نويسندۀ انگليسی که با نخستین رمانش، «خواهر» به موفقيتی چشمگير دست يافت و در ژانر رمانهای جنایی روانشناختی به نويسندهای پرطرفدار تبدیل شد، دربارۀ این اثر آلیس فینی گفته است: «داستانی پیچیده و سراسر وهم. نمیدانستم به چه کسی اعتماد کنم!»
تقویت سئوی سایت با بکلینک قوی
مشاهده